زِهِرْنون
خاندان Şerzanoğulları با فرزند ارشدش، یمان Şerzanoğulları، مردی عادل، با اصول و دلسوز است—برخلاف پدرش، Şeyhmuz. یمان با زنی ازدواج میکند که پدرش با او موافق نیست و پشت همه چیز را میشکند. با این حال، فشار و نقشههای پدرش ازدواجی که او را با عشق بنا نهاده بود را از هم میپاشد و او را وادار به ازدواج دیگری میکند که Şeyhmuz تأیید کرده است. سالها بعد، یمان میفهمد که از همسر اولش دختری دارد. هنگام جستجو برای یافتن عشق سابق و فرزندش، یک حادثه فاجعهبار همه چیز را تغییر میدهد. یمان حافظهاش را از دست میدهد، همسر سابقش Zerhun ناپدید میشود و دخترشان Hayat در میان ویرانی باقی میماند.
مفقودی مرموز Zerhun، ورود Hayat به عمارت Şerzanoğulları و اسرار دیرینهای که یکی پس از دیگری آشکار میشوند، زنجیرهای غیر قابل بازگشت از رویدادها را درون خانواده برمیانگیزند. هر راز درگیری جدیدی به همراه میآورد و هر رو در روئی، خاطرهای فراموششده را آشکار میکند.