خط داستانی
در پیادهرویی در حومه، کاسائو و سبلینا با موجودی عجیبی روبهرو میشوند، فرزند پسر بگئیمن کوچک. آنها سعی میکنند او را بگیرند اما درس اخلاقی جدی میگیرند. داستانهای دیگر: میخواهم وارد شوم: پدر سبلینا، آقای سِبالا، کلید دروازه را گم میکند. چگونه وارد میشود؟ کوه کثیف: کاسائو کوهی پیدا میکند اما مشخص میشود که همهاش کثیف است. بگئیمن: کاسائو و سبلینا در جنگل کاروان میروند اما یک بگئیمن بچه نیز به آنجا میآید! غول جنگل: این داستان در قرون وسطی اتفاق میافتد. مونیکا (پرنسس مونیکا) توسط غول جنگلی دزدیده میشود که قصد دارد هر شاهزاده خانمهای پادشاهیها را بدزدد، اما سِبالا (سِیر سِبالا) با هر قیمتی مونیکا را نجات میدهد