بهونسله
Bhonsle
در زمانی که سیاستمداران از خشونت برای رهایی مهاراشترا از مهاجران بیهاری استفاده میکنند، یک پلیس مهاراشتری در حال مرگ به نام بهونسله، در میانه درگیریهای شدید، دوستی غیرمنتظرهای با سیتا، دختر ۲۳ ساله بیهاری پیدا میکند و این درگیری به درب خانهاش میرسد و به او آخرین نبردی را میدهد که ارزش جنگیدن دارد.