زن لاستیکی
Rubber Woman
مجسمه ساز در روستا به صورت منزوی زندگی می کند و با مستی شاد محلی vodka می نوشد و برای همسرش گوساله های گچی را مهر می زند که این محصولات را در آربات قدیمی می فروشد. دوستی او زنی لاستینی از ایتالیا می فرستد که به طور معجزه آسا صورت زنی زنده را به خود می گیرد. او لباس برای «عروسک» می خرد، پرتره های او را نقاشی می کند و زندگی برای او شاد می شود. با این حال خوشبختی توسط یک میخانه دار که عروسک را با نیت های کثیف دزدید می شکند.