خط داستانی
در بیابان های چمنزارهای آسیای مرکزی، برادر و خواهر کایی و شمایی در کوه پوشیده از برف می دوند و از گرگ ها فرار می کنند ناگهان به وسیلهٔ باوری عظیم به دامنهای یخ زده کشانده میشوند و تنها کائی از مادر و قبیله نجات پیدا می کند شمایی در دریاچه یخی ملکه برفی به نام هاتان گم می شود