EH
در روستای خاموشی در ایتالیا، ویتوريو ۹۴ ساله با یک گل سفید به قبرستان میرسد. ناگهان جوانی دوباره در او جوانه میزند، او با دختری روشنرو میشود. فقط برای یک شب، وقتی قبرستان به مهمانی تبدیل میشود، او با آخرین شانسش برای در آغوش گرفتن عشق و زندگی رو به رو میشود.