خط داستانی
آن هاردینگ به مزرعه کوچک میوه و سبزیجاتش، دختر نوجوانش جیمی و مادرش مالی که از آرتروز رنج میبرد، رسیدگی میکند. سپس یک روز جان اسمیت، خدمتکار عمهاش سالی، در درب خانهاش ظاهر میشود. بیوه میخواهد جان را به مدت شش هفته به خواهرش مالی قرض بدهد. با رفتار محتاطانهاش، جان به رازهای کوچک خانواده پی میبرد و سعی میکند به طور نامحسوس به آنها کمک کند.