خط داستانی
رشید دانشجو معصوم را می رباید و به خانه اش می برد تا او را اذیت کند که دزد رائوف او را غافلگیر می کند و او را می کشد و با او فرار می کند. رائوف به معصوم می گوید وادار به دزدیدن است تا پول لازم برای درمان دختر بیمار خود را فراهم کند. او را همدردی می کند و رویدادها ادامه می یابد.