اورالوتکا
Uralochka
راهنمایی با نام لانا در پایتخت برای حفظ شغلش به سمت شمال سفر می کند و در پی یک ماجراجویی از کفش تا برهانی که تنها کامیون اورال دوست دارد گرفتار می شود. در سفر مشترک او با راننده لنج گرایش به دنبال چیزی فراتر از آنچه می خواست پیدا می کند؛ زیبایی شمال بی پایان، مردم ساده و صادق، مردی واقعی و خوشبختی یک زن.