خط داستانی
سچی در دبیرستان است که پدرش به تومور مغزی مبتلا میشود. متأسفانه، او هیچ کمکی از خانواده یا جامعه دریافت نمیکند. او سپس تصمیم میگیرد که کسبوکار آرایشگاه خانوادگی خود را مدیریت کند. آیا او میتواند همه چیز را مدیریت کند؟ آیا پدرش زنده خواهد ماند؟