زبان خود را گُم کن، خود را نجات بده
Lose Yourself, Save Yourself
در یک صبح، کامرون در آپارتمان چِد حاضر میشود تا او را برای صرف صبحانه بیرون ببرد. آنچه چِد از تلاش یک دوست خوب برای کمک به گذر از جدایش تصور میکند، به چیزی کاملاً غیرمنتظره تبدیل میشود. هیچ صبحانهای نیست.