یک روستای دورافتاده
A Remote Village
در سال 1947، ارتش آزادیبخش مردم شمال شرق در نبردی شدید پیروزی بزرگی کسب کرد. به منظور کار، ملونگ وانگ و همسرش جوان ژانگ به منطقهای دورافتاده و دشوار به نام تائوهواچوان فرستاده شدند. به محض ورود به منطقه، ملونگ وانگ و مقام منطقهای چنژونگ لیانگ به روستا رفتند و مشاهده کردند که مزارع خشک شدهاند. نیاز فوری به تعمیر سد وجود داشت. دختر کولاگ روستا، شومئی سون و مأمور کومینتانگ، جیانتو لی، توطئه کردند تا با ایجاد مشکلاتی، وحدت دو روستا را تضعیف کنند و به رئیس جدید منطقه، ملونگ وانگ، ضربه بزنند.