خط داستانی
لیلی به پارک تفریحی میرود و از قورباغه به عنوان کاراکتر نماد استفاده میکند. در قصر قورباغهٔ پارک، به طور تصادفی به شمشیری دست میزند و گفته میشود پادشاه قورباغه هر آرزویی را میدهد اگر کس دیگری را در مقابل اژدهای بزرگ با شمشیر شکست دهد. وقتی لیلی اژدها را شکست میدهد به سرزمین قورباغه میرود و با پادشاه قورباغه روبهرو میشود. پادشاه میگوید اگر دروازهٔ امید را تا تولد کودک در مقابلش باز نکند، تبدیل به قورباغه میشود. ناگهان مردی با کت و شلوار ظاهر میشود که نامش گنو بود و قرار بود برادر کوچکش شود. لیلی او را عجیب میپندارد و از او میگریزد و آنها در آب به صورت وارونه به دام میافتند.