پلیسکاران ماگال
یک پلیس صادق دارای یک پسر (R. Muthuraman) و یک دختر (C. R. Vijayakumari) است. بالاجی، پسر یک فرد ثروتمند، دوست ماثورامان است که اغلب به خانه او میآید. بالاجی عاشق ویجایکوماری میشود و او نیز به او علاقهمند است. او به طور مخفیانه با بالاجی ملاقات میکند بدون اینکه پدر و برادرش از این موضوع باخبر باشند. یک روز، دوستان بدنام بالاجی مرتکب قتل میشوند و از صحنه فرار میکنند و از ماشین بالاجی استفاده میکنند. در همین حین، بالاجی در یک معبد با عشقش ملاقات میکند و به او قول ازدواج میدهد. در عین حال، پدر بالاجی برنامهریزی میکند که پسرش را به یکی از بستگانش بدهد. بالاجی در ابتدا این پیشنهاد را رد میکند اما پس از اینکه متوجه میشود اگر با دختر مورد نظر پدرش ازدواج نکند، از ثروت پدرش محروم خواهد شد، قبول میکند. ویجایکوماری از شنیدن این موضوع شوکه میشود و در نهایت رابطهاش با بالاجی را به والدینش میگوید.