خط داستانی
ساتر و تینا ازدواج کردهاند و برتا وارد زندگیشان میشود تا به صورت یک «یونیکر» وارد شود. در نهایت اما سатор کنار گذاشته میشود و تینا و برتا با هم رابطهای برقرار میکنند. مانو مردی بیاعتماد است که در پی رابطه با آماندا است که در همان زمان با آیلکس، کلودیا و مارتا و استبان در ارتباطاند و با هم دو فرزند بزرگ میکنند. به نظر میرسد همه در زندگیهای مختلفی باشند اما همگی از یکدیگر چیزهای زیادی خواهند آموخت.