کسی که یک بار بمیرد، به او ایمان نمیآورند
بیوه کلارا و بیوه اولف یک ویژگی غیرمعمول دارند: هر دو در سوگ از دست دادن همسرانشان هستند، اما نمیتوانند آنها را مرده اعلام کنند. با اینکه هیچ شکی در مورد خودکشی ادعایی همسر اولف، آنکه، یا سقوط مرگبار یخچال کلارا، انو، وجود ندارد، افسر مربوطه بر وجود جسد برای تأیید قانونی اصرار دارد - و در هر دو مورد این جسد وجود ندارد. برای اینکه حداقل در کنار هم در رها کردن عاطفی حمایت کنند، کلارا و اولف پس از ملاقات تصادفی، یک گروه خودیاری غیررسمی دو نفره تشکیل میدهند. عطرساز با اعتماد به نفس و رماننویس موفق به زودی احساسات شگفتانگیزی را بیدار میکنند که فراتر از کارهای سوگ معمولی است. اما آنها حتی بیشتر متعجب میشوند که متوجه میشوند همسرانشان به نظر میرسد شباهتهای خاصی دارند. یک عکس فریبنده از آنکه با انو، ناپدید شدن تقریباً همزمان و complicity در یک کلاهبرداری میلیون دلاری، شک و تردید را به وجود میآورد که ممکن است درگذشتگان با هم فرار کرده باشند.