پدر در ابر هفتم
Papa auf Wolke 7
کلمنس کورتز مرد خانوادهدار، یک هواشناس موفق - و در خودمانده است. او سندرم آسپرگر دارد که به این معنی است که همه چیز را تحتاللفظی میگیرد، در منطق نابغه است و رابطهای ویژه با احساساتش دارد. وقتی یک پیشنهاد شغلی جذاب برای یک پروژه تحقیقاتی در سوالبارد در قطب شمال به او داده شد، به سرعت به دو نوجوانش، نلی و کارلو، گفت که قرار است به شمال دور بروند. و پدربزرگ آرتور هم باید با آنها بیاید. هیچ انتخابی برای این سه نفر باقی نمانده بود، باید چارهای پیدا میکردند! برای منصرف کردن پدر، کلمنس، از برنامهاش، نوجوانان سعی میکنند با تمام روشهای مدرن دوستیابی اینترنتی، همسری برای او پیدا کنند. اما برای کسی که رابطهای ویژه با احساساتش دارد، این کار آسانی نیست.