داستان زندانی
The Convict's Story
هنگامی که لارنس برای شرکت در جشن سال نو که الیزابت، دوست دخترش، برگزار کرده است، از مهمانخانهاش خارج میشود، دعوتنامهاش را گم میکند. الیزابت از پدرش یک گردنبند با ارزش دریافت میکند. آن شب، دختر قول میدهد که با لارنس ازدواج کند. وقتی لارنس الیزابت را در آغوش میگیرد، گردنبند او در دکمه سرآستینش گیر میکند. پسر جواهر را جدا کرده و روی میز میگذارد. کمی بعد، هر دو اتاق را ترک میکنند. الیزابت پس از رفتن لارنس گردنبندش را گم میکند. پدرش به لارنس مشکوک میشود که آن را دزدیده است.