خط داستانی
سیمـا و ریـما دوقلوهای همسان اما نامشخص هستند. شهروز یک رقصنده عاشق سیمـا است. او ریـما را میبیند که سیگار میکشد و مینوشد و او را به اشتباه به عنوان سیمـا میزند. ریـما به بمبئی میرود تا از پدرش جوغار کیشوره که مادرش را در بارداری ترک کرده بود انتقام بگیرد. او میبیند که شهکار با دختری میرقصد و به او جذب میشود اما مییابد که او سیمـا را دوست دارد و هر قیمت شده میخواهد او را. ریـما در چنگالهای هوسانگیز راکی و شنگو به دام میافتد؛ شنگو او را تجاوز و سپس با گروه خود در جنگل بسوزاند و جنازهاش را پنهان میکند. روح زخمی ریـما اکنون به دنبال انتقام است.