نانا پینای
Nila Pennae
اناند در شهر زندگی می کند و تصمیم می گیرد مدتی در دهکده ایی در دل جنگل بماند چون زندگی شهری برای او استرس آور است او با زن گورو پیری روبه رو می شود که دختری را برای او می سازد زن و دختر او را سانیا می نامد او بلافاصله عاشق می شود و دختر نیز عاشق او می شود و به او زیبایی زندگی را نشان می دهد