ستانههای طلایی
Golden Horseshoes
یوسف سلطانی، روشنفکری پنجاه ساله تونسی، محصول نسل زمانی که دورهٔ شادبختی و ایدئولوژیهای بزرگ را زندگی کرده بود و سپس با شکست روبهرو شده است. او زندانی و مورد شکنجه قرار میگیرد و رابطهاش با زینب، زن جوانی با طبقهٔ مرفه، تنها مشکلاتش را بیشتر میکند. در شب طولانی پاییزی او در جستوجوی پناهگاهی عاطفی میگردد و با همه پرسشهایی که در ذهنش شکل میگیرد مواجه میشود.