سری تانجونگ
'سری تانجونگ' داستان مشکلات تانجونگ و برادر کوچکش آتان را روایت میکند که پس از مرگ مادرشان یتیم میشوند و مجبور به زندگی با خانواده ناتنی خود میشوند. آنها مورد نفرت ناتنی خود قرار میگیرند که به آنها سوءاستفاده میکند و تانجونگ را مجبور به انجام تمام کارهای خانه میکند و در هر فرصتی آتان را سرزنش میکند. با وجود بدرفتاری، تانجونگ وظایفش را با دقت انجام میدهد و تنقلاتی برای فروش برادرش در کمپونگ آماده میکند، اما تحقیر یک کلاهبردار هوسران را متحمل میشود. آتان مشتاق یادگیری است و پس از تماشای یک کلاس که الفبای جاوی را آموزش میدهد، به خاطر هوش خود از سوی ناتنیاش سرزنش میشود. تون ستیه، یک بازدیدکننده از دور، با این خواهر و برادر یتیم همدردی میکند و میخواهد به آنها کمک کند. او مصمم است که کمپونگ را از کلاهبرداران و دزدان پاک کند و عدالت را علیه شروران برقرار سازد.