تیلاکم
Thilakam
ساراسواتی زنی است که از شوهرش جدا شده است. او و دخترش تیلاکم در خانواده خواهرش در تیرچی پناه میگیرند. ساراسواتی میخواهد دخترش تیلاکم با برادرش سکهار ازدواج کند. اما داییاش سامباسیوام میخواهد تیلاکم را به مردی ثروتمند اما پیر در بمبئی بدهد. پسر سامباسیوام، گوناسکاران، مخالف این طرح است و میخواهد تیلاکم با سکهار ازدواج کند.