خط داستانی
هرکول، یک فرد فقیر، به عنوان یک تبلیغکننده خیابانی زندگی خود را میگذراند و یک تابلو تبلیغاتی بزرگ را بر دوش خود حمل میکند. بزرگترین نگرانی او دخترش لئونور است که با کار در خیاطی به خانواده کمک میکند. به دلیل وضعیت اقتصادی، هرکول شغلی به عنوان نگهبان کازینو پیدا میکند. در آنجا او باید با یک گروه از مافیا و یک بارونس دزدی که سعی میکند او را با رفتارهای خونآشامیاش فریب دهد، روبرو شود و در نهایت هرکول عاشق او میشود.