هرگز هرگز
Never Ever
توماس موری و آماندا به تازگی به پاریس نقل مکان کرده اند. او در یک بانک متعلق به پدر آماندا کار می کند. آماندا تصمیم می گیرد از پاریس خوشش نمی آید، بنابراین به لندن باز می گردد. اما Trouble هنگامی که در راهی به سمت روستاها حرکت می کنند آغاز می شود، جایی که او با روحی آزادی خواه روبرو می شود که جذابیتش ازدواج دور از هم را تحت فشار می گذارد.