خط داستانی
معمار جوان و بیتوجه، استفان، دوست دختر باردارش را به خاطر طراح تئاتر، سابین، ترک میکند؛ سابین نیز به طور بیهوده سعی میکند بر وسواس خشونتآمیزش نسبت به یک بازیگر در گروه تئاترش غلبه کند. بازی از نردبانها و سرسرههای احساسی آغاز میشود.
معمار جوان و بیتوجه، استفان، دوست دختر باردارش را به خاطر طراح تئاتر، سابین، ترک میکند؛ سابین نیز به طور بیهوده سعی میکند بر وسواس خشونتآمیزش نسبت به یک بازیگر در گروه تئاترش غلبه کند. بازی از نردبانها و سرسرههای احساسی آغاز میشود.