آنارکلی
Anarkali
شاهزاده سلیم، پسر اکبر، عاشق آنارکلی میشود. اکبر به سلیم دستور میدهد که این رابطه را ادامه ندهد زیرا میخواهد پسرش با یک پرنسس راجپوت ازدواج کند و از این طریق همبستگی قومی را تقویت کند.