ملکه مورا
La reina mora
در جشنواره آوریل در محله سانتا کروز سویا، آنتونیو که عاشق کُرال است، با استبان، دوستپسر او ملاقات میکند. نتیجه این ملاقات این است که آنتونیو آسیب میبیند و استبان به زندان میرود. برای جلوگیری از شایعات، کُرال از برادرش میخواهد که نقل مکان کنند. کُتوفو موافقت میکند و آن دو به یک عمارت نقل مکان میکنند که طبق افسانه، در آن یک مسیحی و دختر یک پادشاه موری زندگی میکردند و او به خاطر عشقش از غم فوت کرده است.