خط داستانی
گلّهٔ مشهور تفنگچی و زنپرستِ قورِت ایوانس هنگامی که اسبش در خانهٔ خانوادگیِ قرقی میافتد، زخمی میشود و خانوادهٔ مهربان برای مداوا او را میپذیرند با وجود مخالفت دیگران. ایوانس با فرزندگیِ زیبا و محبتِ آنان سریع دل میبرد و نسبت به خانواده و ایمانشان علاقهای پیدا میکند اما گذشتهٔ دردناکِِ او پیوسته با او همراه است.