دِلهای بهگِرِفتَه
دکتر پال کَრینگتون، جراحی جوانی در حال ظهور است که با سِیْن اجتماعیِ خودخواه به نام ماریون اینسوورث نامزد کرده و از وقتی که به حرفهاش اختصاص میدهد ناراضی است. در یک گردش، ماریون پیامی حیاتی و اضطراری از بیمارستان که برای پال در نظر گرفته شده بود را به دست میآورد، باعث میشود او عمل حیاتیای را از دست بدهد و شهرت حرفهایاش را خراب میکند. با کشف فریب او، پال برای محافظت از او مسئولیت را به عهده میگیرد و به جزیرهای دورافتاده در ناحیهای گرمسیری میگریزد تا در تنهایی زندگی کند. یک سال بعد، ماریون به جستجوی او برمیخیزد اما در معرض سانحه دریایی قرار میگیرد. او به ساحل جزیره پال میرسد، جایی که او زمین را میان خود و او تقسیم میکند، قول میدهد از او و کارش محافظت کند اما به شدت از مزاحمت او برای او و کارش منع میکند.