یک هیولا در تنگنا
A Beast at Bay
مری پیکفورد در نقش "زن جوان" به ادوین آگوست علاقهمند است؛ در واقع، او "ایدهآل" اوست. اما امتناع آقای آگوست از درگیر شدن در یک دعوای خیابانی او را در نظر خانم پیکفورد ترسو جلوه میدهد. در همین حال، مجرم آلفرد پاگت از زندان فرار کرده است و او "یک هیولا در تنگنا" است. در حالی که پیکفورد و آگوست در حال رانندگی با اتومبیلش هستند، پاگت یکی از نگهبانانش را به دام میاندازد و لباس و اسلحهاش را میگیرد. پیکفورد آگوست را در حالی که هنوز در حال بحث درباره ترسویی اوست، پیاده میکند و میرود. به تنهایی، پیکفورد از ماشینش پیاده میشود تا لباسی که افتاده را بردارد؛ سپس پاگت که در حال فرار است به او نزدیک میشود تا ماشینش را بدزدد. از فاصله، آگوست شاهد ربوده شدن پیکفورد به زور اسلحه است - آیا او میتواند دخترش را نجات دهد و ثابت کند که ترسو نیست؟