رَنَگان
Ranangan
شیاامراو دشموکاه سیاستمداری خودخواه است. فرزندش وراد پیشتر ازدواج کرده بود اما همسر اولش او را ترک کرد و همسر دوم در روز عروسی خودکشی کرد. شیاامراو تصمیم میگیرد با سانیکا که معشوقش آویناس برای او باردار شد دوباره ازدواج کند. پس از ازدواج سانیکا با وراد، سانیکا با پسرخواندهٔ شیاامراو یعنی شولک که از نظر ظاهری شبیه آویناس است و عاداتش را دارا است مواجه میشود. سانیکا گمان میکند شولک آویناس است. اما هدف شیاامراو از ازدواج وراد با سانیکای باردار چه بوده است؟