Storyline
گروهی از سربازان به رهبری ستون سنیون پایوان (کریس ویلانویوا) به اردوگاه ن.پا در عمق جنگل حمله میکنند. در میان کشتهشدگان، زنی شورشی که کودکی در بند سیش دارد نیز حضور دارد. پایوان فرزند خود را به فرزندی میپذیرد و هجده سال بعد، این ژنرال بازنشسته و همسرش با شورش او روبهرو میشوند. سپس پدر بیولوژیکش کا روبن ناگهان در خانهشان ظاهر میشود و ادعا میکند که سرطان دارد و آرزوی آخرینش آشنایی با دخترش است