Storyline
تونی تمام عمر به نیازهای دیگران به جای خود اولویت داده است. وقتی بیست ساله بود توسط مادرش به شرکت در یک مسابقه آواز تلویزیونی کشانده شد و به ستاره ملی تبدیل شد. بیست سال و پنج فرزند بعد، او مادر حاضر به تمام وقت است که تمام زندگی و انرژی خود را صرف تربیت فرزندان نوجوانش میکند. او با برنامهریزی آینده فرزندانش به آینده فکر میکند و تصور میکند اگر برای یک بار هم که شده میتوانست بر خلاف نقش مادری و دختری بودن خود، چیزی دیگری را بخواهد، زندگیاش را عوض میکرد. آیا او میتواند زندگیاش را تغییر دهد و جسارت کند که چیزی جز مادر و دختر بودن باشد؟